فردا اگر بدون تو باید به سر شود
فرقی نمی کند شب من کی سحر شود
شمعی که در فراق بسوزد سزای اوست
بگذار عمر بی تو سراپا هدر شود
رنج فراق هست و امید وصال نیست
این"هست و نیست"کاش که زیر و زبر شود
رازی نهفته در پس حرفی نگفته است
مگذار درد دل کنم و دردسر شود
ای زخم دلخراش لب از خون دل ببند
دیگر قرار نیست کسی با خبر شود
موسیقی سکوت صدایی شنیدنی است
بگذار گفتگو به زبان هنر شود...
��
برچسب: تو را من چشم در راهم شباهنگام,تو را من چشم در راهم شباهنگام که میگیرند,تو را من چشم در راهم شباهنگام نیما,تو را من چشم در راهم شباهنگام حسین قوامی,شعر تو را من چشم در راهم شباهنگام,تو را من چشم در راهم نه چون نیما شباهنگام,تو را من چشم راهم شباهنگام,دانلود اهنگ تو را من چشم در راهم شباهنگام,متن شعر تو را من چشم در راهم شباهنگام,معنی شعر تو را من چشم در راهم شباهنگام,
نویسنده: لیلا محمدپور